اسلایدر

روزهای خوشبختی

روزهای خوشبختی

ماه زیبای رجب، طلیعه انس و معرفت


سلام بر ماه رجب
سلام بر ماه رجب، ماه پیوند بندگان با معبود مهربان، ماه بارش باران مهر و محبت الهی، ماه رسیدن به سر منزل مقصود، و ماه اُنس شب زنده‏ دارانِ همیشه بیدار با محبوب و معبود بی ‏همتا.
سلام بر هلال رجب که آمدنش مژده پایان اندوه است و بدر آن یادآور تولد ماه تمام، امامِ هُمام و حیدر کرّار و پایانش نوید رهایی بشر از جهل و نادانی، شکوفایی اخلاق انسانی، بعثت آن بزرگ مرد تاریخ برای همیشه زمان.
سلام بر بهار مناجات و بندگی. سلام بر نجوای شبانه اهالی رجب. سلام بر شب‏های رجب که پذیرای زاهدان است و سلام بر روزهایش که میزبان عاشقان وصال الهی است و سلام بر لحظه لحظه رجب که شاهد ذکرِ ذاکران است. (نقل از سایت صدای شیعه)

سلام دوستای خوب و مهربونم


میگن ماه رجب ماه زیارتی امام رضاست حالا لطف خدا شامل حالمون شده و ما در اولین روزهای این ماه زیبا میهمان حرم اما رضا (ع) خواهیم بود.
فردا عازم شهر مقدس مشهدیم تا یه بار دیگه در جوار حرمی امن غبار از دل بشوییم، به یاد همه عزیزانمون هستیم شما هم دعای خیرتون رو بدرقه ی راهمون کنید .
التماس دعا


[ سه شنبه 2 خرداد 1391 ] [ 10:37 ق.ظ ] [ mami samaneh ] [ نظرات() ]


یه گردش بهاری دیگه

سلام دوستای گل و نازنینم

روزای تعطیل حال و هوای بهاری آدمو برای بیرون رفتن قلقلک می کنه و جمعه ای که گذشت همراه بهترین دوستامون رفتیم یه جای خوش آب و هوا
و اندر حکایت نازنین دوستامون که جونم براتون بگه ما شش تا دوست بودیم که از راهنمایی و دبیرستان در کنار همیم بعد از ازدواج هم خدا خواست و جز دو نفرمون که رفتن یه شهر دیگه ما چهارتا موندیم برای هم تا بشیم همدم و همراه هم.
با آرزوی بهترین های خدای مهربون برای دوستای گلمون نوشین و عاطفه عزیزمون که ازمون دورن.
و اما جمعه رفتیم بیرون و البته با یه عالمه هماهنگی که از قبل انجام داده بودیم
روز خوبی بود به همه خصوصا بچه ها خوش گذشت

دخملک نازم مشغول بازی

اینم ستایش عزیزم که از همون اول چسبید به آب  و آب بازی

این دو تا نفس رو ببینین که چطوری درگیرن

جونمی خاله
علی کوچولوی عزیزمون هم وارد بازی شده اما کو توجه؟؟ چه دخملای سنگینی

ستایش جون متفکر؟؟؟!!!

بچه دید بهش توجه نمی کنن خودش وارد گود شد...

فدات مامانم ...... عشقمی




و اما جیگر ترین دخملمون زینب شیطون بلا
جلوشو ببینین چیکار که نکرده

و اما نهار جای همه خالی




ساعتای 10 صبح رفتیم و عصری ساعت 6 برگشتیم توی ماشین زمزمه های آقایون میومد که برای شب برنامه استخر می ریختن ما هم از فرصت استفاده بهینه کردیم و همگی خونه ما دور هم جمع شدیم
ساعت 8 شوشو جونا رفتن استخر و ما و فرشته هامون موندیم خونه ی ما.
چایی رو که دور هم خوردیم جاتون خالی رفتیم سراغ درست کردن سالاد ماکارونی و خلاصه روز و شب خوبی رو در کنار دوستای عزیزمون گذروندیم.
آرزومند شادی و خوشبختی شما دوستای گلم


[ یکشنبه 31 اردیبهشت 1391 ] [ 09:15 ق.ظ ] [ mami samaneh ] [ نظرات() ]


و اما پی نوشت روز زیبای مادر

سلام و روزتون خوش
 

مجددا روز مادرای مهربون رو تبریک میگم و برای همه ی مادرا و بچه های نازنینشون آرزوی خوشبختی و سلامت دارم
و اما در پی روز قشنگی که برای همه دخترا و زنها و مادرای مهربون عنوان گرفته بود در کلبه حقیرانه ما چه گذشت...
شب شنبه از طرف اداره بابایی برای من یه کادوی خوشکل فرستادن که خیلی ذوق کردم (اولین مرحله از ذوق) البته بابایی دخمل هم اومد پیشمون و رفتیم جشن و از اونجا هم رفتیم خونه مامانم که خب هدیه ناقابلمون رو تقدیم مهربونیای بیش از حد مامانم کردیم
روز شنبه بابایی دخمل خونه بود و ظهر که از اداره رفتم خونه دیدم یه دسته گل خوشکل برای من خریده و کلی ذوق مجدد نمودم(مرحله دوم)
بعد از نهار همسر جون مهربون زحمت کشید و یه هدیه ی ناز و متنوع از انواع وسایل نقاشی برای دخملم داد که خب بازم من کلی ذوق کردم (مرحله سوم) و از این ابتکار شوشو جون خوشحال شدم و به قول بابایی دخملم واسه خاطر اسم دخملی گرفته بود.
خلاصه آخرین مرحله ذوقیدن که همون مرحله چهارمه متعلق بود به هدیه ای بسیار قابل از طرف همسر عزیزتر از جانم که تقدیم بنده شد لازم به ذکر است که تمام هدیه های بنده توسط فاطمه زهرای نازنینم باز می شوند و بنده اجازه هیچ دخل و تصرفی رو توی اونها ندارم
خلاصه امروز با کلی ذوق از روزای قشنگی که برامون گذشت اومدم خدمتتون

اینم عکس گلای خوشکلم

کارتی که روی گلام بود


البته عکس از هدایا به صورت کادو پیچ موجود نمی باشد چون دخمل نازمون به هیچ عنوان فرصت عکس گرفتن رو به ما ندادن و بدون کادو هم که خب چون دلتون نسوزه عکسشو نمیذارم (اینجا من در نقش یک شیطونک ظاهر شدم)

اما از یه دختر شیطون که بهترین هدیه زندگی منه عکس میذارم

میگم خنده هات بهم امید زندگی میده باور کن

این عکس رو عمدا گذاشتم واسه بهشاد جونم مامانی رادین عزیز تا ببینه من با چه مکافاتی از این دخملی عکس میندازم یه عکس بشه دو تا قیافه فاطمه زهرام این شکلی میشه

بازم سپاسگذار همراهی های قشنگتون هستم

خدایا نگهدار جگر گوشه هامون باش



[ دوشنبه 25 اردیبهشت 1391 ] [ 08:00 ق.ظ ] [ mami samaneh ] [ نظرات() ]


روز نازنین ترین خلقت هستی مبارک

سلام برای همه مادرای نازنین و همه زنها و دخترهایی که روزی مادر خواهند شد

قانون امروز تشکر از همه مادراست مادرایی که بی دریغ محبتشون رو نثار بچه هاشون می کنن
اما من قانون شکن امروزم :
اول از هر چیز قدردان محبت بی دریغ خداوندی هستم که تا ابد و تا اون روز که نفس می کشم برای ارزانی داشتن این نعمت بزرگ شکر گزارش خواهم بود.
و در کنار لطف زیبا و ستودنی پروردگاری بزرگ، ممنون نازنین دختری هستم که منو شایسته و لایق واژه مقدسی به نام مادر کرد تا بتونم قداست امروز رو با تمام وجودم احساس کنم.
فاطمه زهرای عزیزم هر روز صبح با خوندن و ان یکادی تو رو برای اون روز از خدا بیمه می کنم و خدا رو به همه عظمتش قسم می دم نگهدار امانتی که به امانت به او می سپارم باشه.
بی اندازه عاشقانه خدای خودم و لطف بیکرانش رو دوست دارم...

روز همه مادرای گل مبارک


[ شنبه 23 اردیبهشت 1391 ] [ 11:11 ق.ظ ] [ mami samaneh ] [ نظرات() ]


مهمون داشتیم یه عالمه

سلام برای دوستای عزیزم
روز و روزگار خوبی رو براتون آرزومندم

یکی دو شب پیش یه عالمه مهمون داشتیم که من و فاطمه زهرام براشون از هنر خودمون شیرینی درستیدیم
البته هنر خودمون ولی از دوستای خوبم توی بهار سایت یاد گرفتم که خیلی خیلی ممنونم ازشون
اینم از عکساش: (ضمنا عکسا مربوط به بعد از مهمونیه)

اسلایس بیسکویت و شکلات

ترافل آجیلی و ترافل نارگیلی

اینم دوتاییشون کنار هم


و اما چند وقت پیش توی وب سحر عزیزم طرز تهیه سمبوسه رو دیدم و چون تا به حال درست نکرده بودم برای اولین بار با راهنمایی های سحر جون درست کردم و اینی شد که می بینین:



شما هم بفرمایین



[ سه شنبه 19 اردیبهشت 1391 ] [ 07:22 ق.ظ ] [ mami samaneh ] [ نظرات() ]