تبلیغات
روزهای خوشبختی با دخملا - به بهانه ی تولد یکی از عزیزترینهایم
روزهای خوشبختی با دخملا
یکشنبه 8 مرداد 1391 :: نویسنده : mami samaneh

هر روز برایت رویایی باشد در دست نه دوردست....

عشقی باشد در دل نه در سر...

و دلیلی باشد برای زندگی نه روز مره گی...

حامد جان عزیز دلم تولد قشنگت مبارک

امروز می خواهم خواهرانه هایم را که بیست سال از فوران آن می گذرد را برایت بنویسم تا بدانی که چقدر عزیزی...

امروز روز میلاد قشنگ توست چقدر زود گذشت زمان و در اندرون آن هر روز خواهرانه هایم برای تو بیشتر شد هر روز با گذر لحظه لحظه های زیستن، من نیز بیشتر خوشبختی را برای تو آرزو کردم.

باشد که در پناه مهربانی های مهربانترین خالق در امان باشی...

و اما سلام برای همه ی دوستای گلم

حکایت پست امروزم متفاوت از بقیه ی زندگیمه تا حالا برای دختری نوشتم که عاشقانه براش مادری می کنم و امروز بر میگردم به سالهای سال قبل

روزایی که من کودکی 9 ساله بودم و درست لحظه ی بلند شدن صدای اذان در تیره روشن روز و شب صدای گریه کودکی خردسال برای ما نوید حیاتی دوباره شد.

ساعت 8 شب بود که داداش کوچولوی من به دنیا اومد و همین طور که بزرگ شد هر روز محبت بیشتری بین ما حکم فرما شد .

البته اصل محبت توی خونواده ی ما قویه ولی اینجا یه استثنا وجود داره این داداش کوچیکه اخلاق و رفتارش شده مثل خودم یه جورایی شیوه های تربیتی منم روش موثر بوده ...

یادم نمی ره هیچ وقت اون روزی که دستش رو گرفتم و با یه کیف خوشکل و لباسای تر و تمیز بردمش کلاس اول خواستم روز اول مدرسه من همراهش باشم چون مامانم شاغل بود و منم دیگه بزرگ شده بودم و می تونستم اون روز رو در کنارش باشم

 خب چون سال تحصیلی برای کلاس اولیا زودتر از بقیه بود من اون روز رو می تونستم همراهش باشم اول از زیر قران ردش کردم و با یه شاخه گل بردمش مدرسه اما یه دفعه وقتی خواستم ازش جدا شم زد زیر گریه و مجبور شدم اون روز رو تا آخرین ساعت کلاس همراهش باشم حالا همون پسر کوچولو شده یه مرد واسه خودش و امسال ما بیستمین سال تولدش رو براش جشن گرفتیم حالا دیگه برای کاراش فقط با من مشورت می کنه نه مثل اون سالایی که خیلی از کاراشو من انجام می دادم

دیشب وقتی کادوشو دادم و بوسیدمش یه نگاهی بهش کردم و دیدم آقا مهندس آیندمون واسه خودش مردی شده ...

الهی که همیشه خوشبختی و عاقبت به خیری همراهت باشه عزیز دلم

ببخشید که سرتون رو به درد آوردم آخه یه وابستگی خاصی بین ما دو نفر هست که نمی تونم به راحتی تفسیرش کنم

خلاصه 7 مرداد تولد حامد عزیزمه و منم دیروز یه کیک براش پختم و شب بعد از افطار یه تولد خونوادگی براش گرفتیم

کیک تولد حامد جونم

فرشته کوچولوی من کنار کیک البته به همراه خرسی جونش

از اونجایی که همه روزه بودن و ماه رمضون هم تاثیر خودش رو گذاشته شمع فراموشمون شده بود و اینجوری دو تا داداشی با هم مثلا شمع بیشت رو ساختنش (ابتکارتون تو حلقمه)

اینم دو تا وروجک شیطون خونمون





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

یکشنبه 22 مرداد 1391 09:52 ب.ظ
سلام خواهر مهربون

مبارک باشه تولد داداشی

بازم هنرنمایی کردی ها
فقط بلدی دل ما رو آب بندازی با این کیکای خوشمزت

نوش جونتون

خوش بگذره
التماس دعا در سحر و افطارها
mami samaneh سلام گلم
ممنونم عزیز قابلتو نداره
چهارشنبه 18 مرداد 1391 11:48 ق.ظ
سلام

تقصیر من است اینكه . كم میآیی *** هرگاه شدم اسیر غم میآیی

این جمعه و جمعه های دیگر حرف است * ** آدم بشوم سه شنبه هم میآیی ...

خداقوت
mami samaneh سلام
ممنون
زنده باشین
سه شنبه 17 مرداد 1391 11:48 ب.ظ
شب عفو است و محتاج دعایم

ز عمق دل دعایى كن برایم

اگر امشب به معشوقت رسیدى

خدا رادر میان اشك دیدى

كمى هم نزد او یادى زما كن

كمى هم جاى ما او را صدا كن

بگو یا رب فلانى رو سیاه است

دو دستش خالى و غرق گناه است

بگو یا رب تویى دریایى جوشان

در این شب رحمتت بروى بنوشان
به فرق نازنینش کی اثر می کرد شمشیر / یقینا ابن ملجم وقت ضربت یا علی گفت
سلام
ایام سوگواری امیرالمؤمنین علی(ع) تسلیت باد
در این شبهای قدر مارا از دعای خیرتان بی نصیب نكنید
التماس دعا


mami samaneh ممنونم همچنین التماس دعا دارم
سه شنبه 17 مرداد 1391 01:54 ب.ظ
سلام
تولدشون مبارک
ایشالا سالیان سال به بهانه های خوب دور هم جمع بشین
ممنونم
حتما اگه قابل باشم
شما هم مارو فراموش نکنین
mami samaneh سلام
مرسی
ممنونم زنده باشین
سه شنبه 17 مرداد 1391 01:21 ب.ظ
پیامبر اکرم (ص): ((ان هذا الشهر قد حضركم))؛ ماه مبارك به شما رو آورده است. ((و فیه لیله خیر من الف شهر))؛ در این ماه شبى است كه برتر از هزار ماه است. ((من حرمها فقد حرم الخیر كله))؛ هر كس از فیض شب قدر محروم گردد، از تمام خیرات بى نصیب مانده است.
التماس دعا
mami samaneh محتاجم شما هم برای ما دعا کنید
سه شنبه 17 مرداد 1391 01:07 ق.ظ
سلام سمانه عزیزم.
تو همان مهربانی هستی؟! یا مهربانی همان توست؟!
نمی دانم!!!!!!!!!
ولی!!
می دانم بی شک با هم نسبت نزدیکی دارید . . .[بدرود]
mami samaneh مرسی عزیز دلم زنده باشین الهی
دوشنبه 16 مرداد 1391 09:04 ق.ظ
سلام به سمانه عزیز و مهربانم
تولد آقا حامد خوشتیپ مبارک باشه البته با تاخیر فراوان امیدوارم در کنار خانواده عزیز و تو خواهر مهربان عاقبت بخیر بشه . عسل خانم رو هم محکم از طرف ما ببوس
mami samaneh سلام عزیز دلم
ممنونم فدای لطفت گلم
یکشنبه 15 مرداد 1391 01:24 ب.ظ
سلام سمانه جانم...خوبین؟!فرشته ی دوست داشتنی خوبه؟
من شرمندتونم این روزای اول هفته همیشه شلوغه...
دلم براتون تنگ شده بود...
mami samaneh سلام شیرین جانم فدای تو
الهی خب حق داری خیلی درگیری
منم دلتنگت شده بودم
یکشنبه 15 مرداد 1391 12:30 ب.ظ
سلام دوباره
جالبه ... کم دیده بودم کسی از بارداریش راضی باشه ... من جات بودم هر سه سال یکی می آوردم.
سمانه جون من هم تا الان 6 کیلو بیشتر اضافه نکردم مشکلاتم بیشتر استرس بارداریه و چون لاغرم و استخوان بندی کوچکی دارم بچه برای رشد جا نداره و احتمال زایمان زودرسه که دیوانه ام کرده.
با وجود سرکلاژ و داروای جورواجور آرامش رحم بازهم نی نی رو بذاری همین امروز دنیا می یاد .... البته خدا نکنه
mami samaneh سلام گلم
فدای تو عزیزم ... آره والا لازمه هر سه سال یه دونه بیارم و یه مهد باز کنم
ای جانم چقدر استرس کشیدی ولی توکلت به خدا باشه بهشاد جونم ایشالله روزای بارداریت به سلامتی بگذرن و بیایم تولد نی نی کوچولوت
یکشنبه 15 مرداد 1391 11:52 ق.ظ
سلام
خوبی عزیزم؟
ببوس فاطمه زهرا جون رو ....
برام خیلی دعا کن ... واقعا روزهای سختی رو می گذرونم.
ماه آخر بارداری که یادت نرفته؟
mami samaneh سلام بهشاد جونم
مرسی گلم فدات شم الهی که به عاقبت بخیری برات بگذره
یادم نرفته گلم ولی من بارداری بسیار راحتی رو گذروندم
شنبه 14 مرداد 1391 03:56 ب.ظ
سلام.
خوبید؟
هر وقت عكس شمع تولد برادرتون رو می بینم خندم میگیره!
نماز و روزه هاتون قبول.
از این طرفا نمیاین؟
mami samaneh سلام زهرا جونم
مرسی
خدا رو شکر وبمون باعث خنده ی تو عزیزم می شه
مرسی میام پیشت عزیزکم
شنبه 14 مرداد 1391 02:42 ب.ظ
سلام نازنینم .انشالله طاعات و عبادتتون قبول باشه .

گلم دلخواسته هایت را آرزو کن ؛‌میلاد كریم اهل بیت فرا رسیده است.

میلاد اولین گل بوستان علی(ع) و زهرا(س) مبارک باد[بدرود]
mami samaneh سلام عزیز دلم ممنونم
مرسی مهربونم
شنبه 14 مرداد 1391 08:44 ق.ظ
سلام عزیزم .تولد داداش عزیزتون( البته با تاخیر) مبارک انشااله صد ساله شه دامادش کنین . وهمیشه در کنا خاتواده مهربونتون شاد و سالم زندگی کنین .فاطمه زهرای عزیزم را ببوس.
mami samaneh سلام مهربونم
ممنون از تبریکت و نظر لطفت
شنبه 14 مرداد 1391 08:44 ق.ظ
رفاقت مثل آدم برفی میمونه،

درست کردنش راحت؛ اما نگه داشتنش سخت!
mami samaneh مرسی
جمعه 13 مرداد 1391 10:29 ب.ظ
این هلال از طرف باغ جنان می‏آید
هوش باشید که ماه رمضان می‏آید
در شب اول این ماه به دنبال مه و ماه نرو
مه این ماه، شب نیمه‏ی آن می‏آید

میلاد امام حسن مجتبی مبارک باد .

mami samaneh ممنونم
برای شما هم مبارک باشه
جمعه 13 مرداد 1391 06:09 ب.ظ
*سلام بر لحظه‏هایی که تو را آوردند!
سلام بر لب‏های رسول اللّه‏ که میلاد تو را به درگاه پروردگار، سبحه گفت و نام یگانه‏ات را از دست جبرئیل گرفت و در گوش عصمتت زمزمه کرد!
سلام بر لبخند سرافراز علی علیه‏السلام ، که در طلوع تو اتفاق افتاد!
سلام بر تو، امامتِ فردای پس از علی!
سلام بر تو، شباهتِ بی‏شائبه محمدی!
سلام بر اقیانوس کرامت و سخاوتی که از دامان «کوثر» و «ابوتراب» برخاست.
*تا خدا هست و خدایی می کند، مجتبی مشکل گشایی می کند.
خواهر خوبم میلاد سبط پیامبر امام حسن مجتبی (ع) بر شما مبارکباد .
التماس دعا
mami samaneh سلام عزیزم
منم تبریک میگم خدمتت نازنین
جمعه 13 مرداد 1391 09:33 ق.ظ
من خوشبختم .چرا؟

چون تو هستی اقای من

چون تو مرا میخوانی

چون همدل منی

چون دوست منی

چون مرا قضاوت نمی کنی

چون درکم میکنی

چون به غم من غمگین و به شادی من شادی

چون تو خودت هستی

خودت اقای من
mami samaneh مرسی
جمعه 13 مرداد 1391 09:33 ق.ظ
چقدر دلم برایت تنگ شده
آنقدر که فقط نام زیبای تو در آن جای می گیرد
اقای من ، هستی من
ای کاش می شد اشک های طوفانی ام را قطره قطره جمع کرد
تا تو در دریای غم آلود آن غروب چشمانم را نظاره کنی
ای کاش می شد فقط یک بار
فریاد بزنم
دوستت دارم اقای من
و تو صدایم را می شنیدی
نمی دانم چطور ، کجا و چگونه باید به تو برسم؟
ای کاش به جای عکس ذهنی زیبایت
وجود نازنینت پیش رویم بود
و حرف های نا گفته ام را می شنیدی
به راستی که تو اولین عشق راستینم هستی اقای من
شاید در گذشته هرگز اینچنین عاشق نشده بودم ومعنی و مفهوم مهدی را نمی دانستم ....... اما در این شرایط مهدی ..................................؟؟؟؟؟؟؟
mami samaneh ممنونم
جمعه 13 مرداد 1391 02:23 ق.ظ
سلام سمانه نازنینم خوبی؟ فاطمه زهرام چطوره؟از طرف من ببوسش خیلی دوستون دارم
mami samaneh سلام سارای گلم مرسی مهربونم
جمعه 13 مرداد 1391 01:14 ق.ظ
سلام وخسته نباشی.گل من.فاطمه زهرای نازنینم خوب است؟می بو سمش. سمانه ی عزیزم از حضور پر مهر همیشگیت سپاسگزارم. در پناه خدا باشی نازنین.

دو چیز را همیشه فراموش کن:
خوبی که به کسی می کنی
بدی که کسی به تو می کند.وی دانم تو این گونه هستی.


mami samaneh سلام عزیز دلم ممنونم
مرسی از مطلب زیباتون
پنجشنبه 12 مرداد 1391 11:17 ق.ظ
سلام نازنین مادر
خوبین؟!ممنون که همیشه منو با انرژیه زیادتون لبریز میکنین
فرشته کوچولو خوبه؟!
سمانه جانم تو این عکسا فرشته کوچولو یکم خسته به نظر میرسه...چرا؟!
mami samaneh سلام شیرین جونم
فدای تو
ممنونم عزیزم از توجهت دلیل خاصی برای خستگی دخملی نیست جز اینکه الانه توی این عکسا ساعت حوالی 12 هستش و البته فاطمه زهرام خیلی جدیه توی عکسا وگرنه خواب هیچ اثری روش نداره
پنجشنبه 12 مرداد 1391 09:59 ق.ظ
براستى اگر انسان از همه علائق و وابستگیهاى دنیا بریده باشد و از همه چیز دل بكند، خداوند یكتا را بپرستد و بر او اعتماد و توكل نماید، به غیر او امیدى نداشته باشد و مرادش خدا باشد، در مقابل سختیها استقامت نماید و ناملایمات را بر خود هموار سازد، نسبت به دنیا بى اعتنا باشد و در راه خدا تلاش و پیكار كند، عمل صالح انجام بدهد و مشتاق لقاء حق باشد، بدون شك از نیكان روزگار و مصداق بارز انسان كامل است و از زمره سعدا بشمار مى رود..
mami samaneh مرسی دوست خوبم
پنجشنبه 12 مرداد 1391 09:58 ق.ظ
راهی برای روزه دار بودن همیشگی




إِبْراهیمُ بْنُ الْعبّاسِ قالَ: كانَ الرِّضا علیه‏السلام كَثیرَ الصِّیامِ وَ لا یَفُوتُهُ صِیامُ ثَلاثَةِ أَیّامٍ فى الشَّهْرِ



ابراهیم بن عباس گفت: امام رضا علیه‏ السلام روزه [مستحبى] زیاد مى ‏گرفت و در هر ماه روزه سه روز (اوّل و آخر و وسط ماه) از او فوت نمى‏شد.


در احادیث است كه روزه اول، وسط و آخر هرماه، ثواب روزه همه آن ماه را دارد و هر كه چنین كند، «صائم الدهر» به شمار مى‏ رود.
mami samaneh ممنونم
پنجشنبه 12 مرداد 1391 09:58 ق.ظ
پایبندی هرکس ...
به اندازه ی ریشه ی اوست.....
.....
به هر درختی.... نمی توان تکیه کرد... !!
mami samaneh مرسی دوست عزیز
پنجشنبه 12 مرداد 1391 04:55 ق.ظ
انسان كامل كسى است كه واجد این ده خصلت باشد:
تجرد، تعبد، توكل، نزخ، ارادت، استقامت، زهد، جهد، صلاح و عشق..
mami samaneh خیلی سخته ولی امیدوارم بتونیم کامل باشیم
چهارشنبه 11 مرداد 1391 01:47 ب.ظ
سلام سمانه جان
وای که چقدر زیا توصیف کردی عشق و محبتت رو به داداش کوچولوی 20 سال قبل...خیلی غرق حرفای پرمهرت شدم...
تولد آقا حامد گل تبریک میگم البته با تأخیر
ان شالله همیشه جمع خانوادگی تون گرمِ گرم باشه و لباتون خندون
کیکت هم مثل همیشه عالی بود
وای هوس کردم
برای آقا مهندستون از صمیم قبلم آرزوی موفقیت می کنم
ان شالله خبر دامادی علی آقا و حامد آقای گل رو بشنویم

لحظه های سرشاری از شادی
التماس دعا
mami samaneh سلام مهین جونم
مرسی نازنینم تو لطف داری
ممنون از تبریکت
کیک که دیگه اصلا قابلت رو نداره در خدمتم گلم
مرسی عزیزم
تو هم دعا برای ما یادت نره
چهارشنبه 11 مرداد 1391 01:04 ب.ظ
سلام

عبادات قبول
شخصی این کلمات زیبا را نوشته است.
باید آنها را خواند و معنای عمیق آنها را درک کرد.
آنها همچون ده فرمان هستند که باید در زندگی همواره مورد تبعیت قرار بگیرند......



mami samaneh سلام
میام خدمتتون
چهارشنبه 11 مرداد 1391 01:04 ب.ظ
سلام
ایشالله همیشه براتون خوشی و شاد کامی باشه
mami samaneh سلام ممنونم
چهارشنبه 11 مرداد 1391 12:31 ب.ظ
باسلام وخسته نباشید.سمانه ی گلم از حضور پر مهرتان سپاسگزارم
زندگی با همه وسعت خویش محفل ساکت غم خوردن نیست. حاصلش تن به قضا دادن و افسردن نیست. اضطراب و هوس دیدن و نادیدن نیست.
زندگی جنبش جاری شدن است .
گلم انشالله خدا این زندگی جاری را همیشه در پناه خود داشته باشد.
mami samaneh سلام مهرآذین جونم
لطف دارین عزیزم خیلی خوشکل برام نوشتین مرسی
چهارشنبه 11 مرداد 1391 09:28 ق.ظ
یادمه از گیله مرد شنیدم که گفت : " جالبه که حتی در سرزمین الفبا ، همیشه الف اوله و ی آخر .

شاید این یک رمز باشه که اگر در زندگی راستی رو انتخاب کنیم : " اول میشیم و برنده ! " و اگر کژی رو انتخاب کنیم: " آخر میشیم و بازنده ! "

راستی رو برات آرزومندم ! چون برنده بودن، حق و شایسته توست. شایسته تویی که : وقتی خدا تو رو آفرید ، به خودش آفرین گفت و همه رو به سجده برای تو واداشت و مقربترین رو بخاطر سجده نکردن بر تو از درگاه خودش روند .

لحظه هایت پر از یاد خدا باد ...
mami samaneh خیلی قشنگ بود ممنونم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


نمایش نظرات 1 تا 30
درباره وبلاگ


فاطمه زهرای عزیز ما در نهمین روز از یازدهمین ماه سال 1387 ساعت 30/9 صبح روز پنجشنبه كه مصادف بود با اولین روز از ماه صفر و فانیذ نازنین در چهارمین روز از یازدهمین ماه سال 1395 ساعت 20/7 صبح روز یکشنبه چشمهای زیبایشان را به این دنیا باز كزدند و روزهای خوشبختی زندگی ما آغاز شد.

مدیر وبلاگ : mami samaneh
پیوندها
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

http://kodfa2.persiangig.com/info/LOGO.gif