تبلیغات
روزهای خوشبختی با دخملا - روزت مبارک عشق کوچولوی من، بعد از یه تاخیر نسبتا طولانی ...
روزهای خوشبختی با دخملا

سلام دوستای مهربون و با معرفتمون

شرمنده ی همتون هستیم برای روزایی که گذشت و گرفتاری های مختلف مانع از اومدنمون شد

و اما چرا نبودیم: همه چیز توی این چند وقته دست به دست هم داده بودن تا نتونیم در کنارتون حضور داشته باشیم، یکی از اون مسائل نبود همکارم بود که به دلیل بارداری نیاز به استراحت داشت و خب محیط کاری با حجم کاری دو برابر وقت منو خیلی پر کرده بود

مورد بعد وجود یه سری مسایل توی اداره بود که وظیفه ی واحدمون رو سنگین تر می کرد و بعد هم رفتن مامانم اینا به سفر کربلا بود این دفعه بابا و مامان و علی و حامد با هم رفته بودن و قبل رفتنشون هر کدوم یه عالمه کار برای یک هفته ای که نبودن بهم سپرده بودن

و اما مهمترین عامل: عارضم به خدمت شما سروران گرامی قصه از اونجایی شروع شد که مامانی فاطمه زهرا جون جو گیر شد و تصمیم بر استفاده از تردمیل گرفت 15 روز رو هر روز 20 دقیقه با سرعت زیاد به کار با تردمیل مشغول شدم و اینجوری بود که این مساله همراه با مسائل دیگه ای که به شدت توی خونه و اداره منو تحت تاثیر قرار داده بود انرژی منو تحلیل داد و یهویی یه حس بی رمقی و درد زانو به سراغم اومد

چند روزی رو تحمل کردم اما بعد رفتم سراغ دکتر، الانم در حال مصرف دارو هستم و هنوزم بهتر نشدم که نشدم

بازم برای نبودنم عذرخواهم از همه ی دوستای عزیزم

و اما دلم می خواست دو روز پیش برای فرشته کوچولوی خودم بنویسم اما متاسفانه همه ی شرایطی که گفتم دست به دست هم داده بودن تا نتونم بنویسم

پس به بهانه ی روز دختر برای دختری می نویسم که بند بند وجودمه که لحظه لحظه های زندگیم توی این چند سال بوده و هست و خواهد بود

دختر گلم نازنینم، خوشبختی هدیه ی خدای مهربونمون برای روزای قشنگ زندگیت باشه الهی که همونطور که عنایت خدا شامل حال من و بابایی شد تو هم روزگارت به بهترین شکل ممکن بگذره

شاد باش و سرزنده تا من و بابایی با شادی تو روزگارمون شاد و شادتر باشه این جمله رو توی وب فرشته های نازنینم یه خواهری + دو تا داداش دیدم و بدجوری به دلم نشست پس با کسب اجازه نوشتمش

خدارند لبخند زد

دختر آفریده شد

لبخند خدا روزت مبارک





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

جمعه 21 شهریور 1393 08:12 ق.ظ
اخ که این جیگر من چقده لپ داره راستی فکر کنم من رو نشناسید چون من یک دختر ۱۰ ساله هستم که تازه وارد وب شدم اذ بس که من فضولم تو وب همه ی مادر ا چک می کنم
دوشنبه 3 مهر 1391 02:23 ب.ظ
سلام.تصاویر جالبی بود.تولد مبارک
mami samaneh سلام
ممنونم
یکشنبه 2 مهر 1391 11:16 ب.ظ
باسلام وخسته نباشی نازنینم. انشالله سالها سایه مهربان خردمندت برسر خانواده مخصوصا دخملی شیرین وطلایت باشادمانی وتندرستی گسترده باشد.
mami samaneh سلام مهرآذین جونم
فداتون بازم سپاس برای محبتهاتون
یکشنبه 2 مهر 1391 04:40 ب.ظ
سلام به روی ماه سمانه جون و فاطمه زهرای گلم

خوشحالم که بعد از مدتها حضورتو در وب دیدم...انشالله بهتر باشی عزیزم

روز گل دختر هم مبارکش باشه
الهی همیشه سالم و شاد باشی خوشگلم
mami samaneh سلام عزیز دلم
فدای تو ممنونم
مرسی روز ستایش جونم مبارک
مرسی
شنبه 1 مهر 1391 11:26 ق.ظ
سلام
...روز دختر مبارک ....
بوس برای خودت دختر قدیم و فاطمه زهرا جون دختر جدید
mami samaneh سلام عزیز دلم
فدای تو ممنونم از تبریک خوشکلت
شنبه 1 مهر 1391 09:02 ق.ظ
روز دختر گلت مبارك ایشالله همیشه سالم و سرحال و شاد كنار هم باشید
mami samaneh ممنونم سپیده جونم
شنبه 1 مهر 1391 04:16 ق.ظ
سلام

خوبین؟


راستش آدرس وبلاگم رو عوض کردم، ممنون میشم اگه لینکم رو تغییر بدین


این آدرس جدیدمه www.new-cook.blogfa.com
mami samaneh سلام عزیز دلم ممنونم
چشم عزیزم عوضش می کنم
جمعه 31 شهریور 1391 02:40 ب.ظ
سلام سمانه جون
روز فرشته نازم مبارک باشه
سمانه جون باید اول با سرعت کم و زمان کم شروع میکردی بعد چند روز اروم اروم سرعت و تایمو بالا میبردی تا اذیت نشی اولش همه همین جورین ماهیچه و عضلات میگیره بعدش عادت میکنی ...من که کلا بی خیالش شدم و فعلا ترد میل جز وسایل دکوری خونه شده
mami samaneh سلام عزیز دلم
ممنونم مهربونم
آره فدات شم جو گرفت منو خلاصه زدم خودمو داغون کردم
منم کلا بیخیال بیخیال شدم !!!!!!
جمعه 31 شهریور 1391 08:07 ق.ظ
زیبا سازی
عاشقان شمعند و ما پروانه ایم
بی دلان گنجند و ما ویرانه ایم
برنگردد روی ما جز سوی یار
در هوای دوستان دیوانه ایم

سلام سمانه جونم. صبح جمعه ات به خیر و خوشی.

سراسر روز شاد و خوشحال باشی مهربونم.
mami samaneh سلام عزیز دلم
فدای تو نفسم
پنجشنبه 30 شهریور 1391 11:02 ب.ظ
سلام
روز دختر با تاخیر مبارک کوچولو باشه .زیارت کربلایی ها هم قبول .خسته نباشید
mami samaneh سلام و ممنونم
زنده باشین
پنجشنبه 30 شهریور 1391 02:38 ب.ظ


فصل پاییز با نام‌های «پادیز/ پاذیز»، «خزان» و «تیرماه/ تیرَه‌ماه» نیز شناخته شده است. ..

با جشنهای پاییز در ایران باستان به روزم و منتظر نگاه مهربانتان


mami samaneh میام خدمتتون دوست عزیز
پنجشنبه 30 شهریور 1391 10:03 ق.ظ
سلام سمانه جانم...آخی...چقدر کار داشتید!
الهیامیدوارم هرچه سریعتر درد زانوتون بهتر بشه...اما کلا" استفاده از تردمیل به صورت ناگهانی فشار خیلی زیادی به زانو میاره پیاده روی معمولی بهتره...
روز فرشته کوچولوی زیبا هم مبارکامیدوارم همیشه دستاش تو دستای خدا و گامهاش با اون هماهنگ باشه
mami samaneh سلام شیرین عزیزم
فدای تو بشم من خیلی با محبتی اره اشتباه کردم دیگه حالا هم تاوانشو می دم
ممنونم الهی فدات شم دعات بهترین و قشنگ ترین دعای دنیا در حق دخملم بود
تو هم خوشبخت باشی گل مهربونم
پنجشنبه 30 شهریور 1391 09:41 ق.ظ
سمانه عزیزم سلام و حسابی خسته نباشید
روزهای بسیار خسته کننده و پرکاری داشتی امیدوارم بزودی بهبودی حاصل شده و منم به نوبه خودم یه دنیا ازت ممنونم امیدوارم تو شادیات جبران کنم دوست دارم و عسلک رو ببوس
بچه ها سلام میرسون و از خاله سمانه که حسابی هوای مامانشون رو داره تشکر میکنن.
mami samaneh سلام عزیز دلم
فدای تو انشاالله که تو هم بهتر باشی و به زودی زود روی ماه فرشته هاتو ببینم
دوستون دارم
پنجشنبه 30 شهریور 1391 08:57 ق.ظ
سلام عزیزم انشاالله هرچه زودتر زانو دردت بهتر بشه.
و روز دختر به دختر نازمان فاطمه زهرا جون مبارک باشه
mami samaneh سلام اعظم جونم
ممنونم بایت مهربونیات
پنجشنبه 30 شهریور 1391 08:56 ق.ظ
وااااااااااااااااای تولد مامان جونه عزیزته؟
الهی..... فدای همه ی مامانای خوب و مهربون. از جانب منم به مامان گلت تبریك بگو عزیزم.
می دونم واسه جشن تولد مامان سنگ تموم میزاری . منتظر عكسهاش هستیم هاااا

آخر هفته ی خوبی در كنار همسر مهربونو دختر نازت داشته باشی گل قشنگم. فدات.
mami samaneh اره گل نازم
مرسی عزیز دلم
انشاالله شنبه
مرسی عزیز دلم
پنجشنبه 30 شهریور 1391 08:54 ق.ظ
سلام سمانه جونم. با این كه گذشته ولی روز دختر رو به دختر كوچولوی خوشگت تبریك میگم عزیزم.
میگم عكس كه ازش نزاشتی كه فدات شم.

ای بابا نبینم بی حال و بی رمق شده باشی عزیزم. خب یه كم بیشتر مراقب خودت باش دیگه. هی میگم اینقدر خودتو خسته نكن. گوش نمیكنی كه.

ممنونم از لطفت. بله شنبه هم باید برم مدرسه. شاید نتونم مثل قبل به لینكهام سر بزنم.ولی سعی میكنم به سمانه جونم سر بزنم.
mami samaneh سلام شادی جون مهربونم تو که زحمت کشیدی و همون روز بهمون تبریک گفتی عزیز دلم
چشم میذارم انشاالله اگه قسمت شد شنبه
فدای تو نه به خدا الانه یه مدته خیلی حرفاتو گوش می کنم و سعی می کنم مثل قبل نباشم
مدرسه خوش بگذره عزیز دلم مطمئنم که تو خیلی با معرفت تر از منی و میای پیشم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ


فاطمه زهرای عزیز ما در نهمین روز از یازدهمین ماه سال 1387 ساعت 30/9 صبح روز پنجشنبه كه مصادف بود با اولین روز از ماه صفر و فانیذ نازنین در چهارمین روز از یازدهمین ماه سال 1395 ساعت 20/7 صبح روز یکشنبه چشمهای زیبایشان را به این دنیا باز كزدند و روزهای خوشبختی زندگی ما آغاز شد.

مدیر وبلاگ : mami samaneh
پیوندها
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

http://kodfa2.persiangig.com/info/LOGO.gif