تبلیغات
روزهای خوشبختی با دخملا - یه اتفاق قشنگ
روزهای خوشبختی با دخملا
سه شنبه 29 شهریور 1390 :: نویسنده : mami samaneh

یه قدم جلوتر و ورود به یه مرحله جدید

سلام مهربونای عزیز

ممنون که سر می زنین و ما رو با ارائه نظرات پر مهرتون از همیشه خوشحال تر می کنین

می خوام یه چیزایی از روزمرگی های فاطمه زهرا جونم بگم:

6 ماهگی دختر عزیزم بود که مرخصی من تموم شده بود و باید می رفتم سر کار

از یه طرف دلتنگی دوری از نازنین دخترم و از طرف دیگه نگرانی شیر دادن به دختر کوچولوی زیبایی که تموم وابستگیش توی شیر مادر خلاصه می شد

با مشورت دکتر دخترم، از 5 ماهگی فاطمه زهرامو با شیشه آشنا کردم و اونم خیلی راحت باهاش ارتباط برقرار کرد تا اینکه مامانی این دخملی رفت سر کار

با مکافات زیاد براش شیر توی شیشه میزاشتم و اونم با خوردن غذای کمکی کمتر مامانمو اذیت می کرد.

از 6 ماهگی یه روز میره پیش مادرجون و یه روز هم با بابایی عزیزش روز رو به ظهر پیوند می ده تا من برم و در خدمتش باشم. (بابای فاطمه زهرام به دلیل شرایط شغلی که شیفتی خدمت می کنه یه روز کامل خونه نیست و اون روز بعدش رو توی خونه و کنار ما)

اینم بگم که خیلی محبت می کنه که از همون نوزادی دخترمون هر روز که خونه بوده بدون کمک مامانم به فاطمه زهرامون رسیده و مراقبش بوده که منم حسابی شرمنده محبتاشم

خب بریم سر ماجرای اصلی

دخملم تا 10 ماهگی شیر مادر رو خورد و یهویی وابستگیش از بین رفت دیگه فقط شیشه می گرفت و کم کم کلا ارتباطش با شیر مادر قطع شد

روزای قشنگی نبودن من خیلی نگران این قطع ارتباط بودم اما خب از طرفی نمی تونستم اذیتش کنم پس باز هم با مشورت دوباره با پزشکش تا یک سالگیش که دو ماه دیگه مونده بود بهش شیر خشک دادم و اونم حسابی استقبال کرد

اما ته دلم ناراضی بودم تا اینکه بعد از یک سالگی چون همه شرایط عادی و بر وفق مراد بود شروع به دادن شیر گاو توی شیشه کردم

هر روز شیر می خریدیم و گرم میکردیم و و توی ظرف مخصوص نگهداری می کردیم تا هر وقت خانومی تمایل به خوردن شیر داشته باشه در اختیارش باشه

اگه تا در مغازه می رفتم باید شیشه شیر و همراهم می بردم

اگه مسافرت می رفتیم کلمن یخ رو با یه عالمه شیشه براش برمی داشتم که توی طول راه اذیت نشیم

(شیرای با ماندگاری طولانی هم که واسه بچه های زیر دو سال ممنوعه و این سختی کارمون رو دو چندان می کرد)

خلاصه تا دو سالگی که کم کم به فکر قطع شیشه افتادم و اما وابستگی زیاد فاطمه زهرام منو می ترسوند و ترجیح می دادم حالا حالاها شیشه بخوره ولی وابستگیش رو قطع نکنم

تا اینکه هفته پیش مامانم اینا با آبجیم رفتن مسافرت و ما حسابی تنها شدیم

همسر عزیزم برای اینکه من و دخملم تنها نباشیم مرخصی گرفت و یه هفته کنارمون موند

توی این مدت فاطمه زهرام یه مرتبه مسموم شد و یکی دو روزی شیشه نخورد وقتی بردمش دکتر اونم توصیه کرد از فرصت استفاده کنم و برای قطع وابستگیش به شیشه اقدام کنم

و همین طور هم شد

الان یه هفته ای می شه که دیگه شیشه نمی خوره و فقط وقت خواب چه ظهر و چه شب حسابی اذیت می کنه

گریه و بهونه گیری 

غرور داره و اصلا حاضر نیست بگه چی می خواد ولی از رفتاراش کاملا واضحه ...

و ما هم فقط صبر و تحمل می کنیم تا به امید خدا این جریان زندگی هم به خیر و خوشی تموم بشه  

زنده باشین دوستای گل و آرزومند خوشبختی همتون هستیم





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

چهارشنبه 23 آذر 1390 01:29 ب.ظ
✫¸.•°*”˜˜”*°•.✫..✫¸.•°*”˜˜”*°•.✫..✫¸.•°*”˜˜”*°•.✫
☻/ღ˚ •。* ♥♥ ˚ ˚✰˚ ˛★* 。 ღ˛° 。* °♥ ˚ • ★ *˚ .ღ 。
/▌*˛˚ ░░ be yadet hastam 2ste azizam ░ ░ ˚ ✰* ★
/ \ ✰˚* ˚. ★ *˛˚♥♥* ✰。˚ ˚ღ。* ˛˚ ♥♥ 。✰˚* ˚ ★ღ ˚ 。✰ •
جمعه 8 مهر 1390 07:51 ب.ظ
سلام سمانه جون. خوبید ؟
فاطمه زهرامو ببوس
پنجشنبه 7 مهر 1390 11:02 ق.ظ

من از تو گلبنی بهتر ندیدم / ز تو باغ گلی خوشتر ندیدم
میان این همه گلهای عالم / گلی خوشبوتر از دختر ندیدم . . .
روز دختر بر فاطمه زهرای گل مبارک
دوستتون دارم
پنجشنبه 7 مهر 1390 10:46 ق.ظ

سلام عزیزم
ولادت حضرت معصومه رو به شما و خانواده محترم تبریک میگم
بیا به وبم خبر خوش دارم برات
پنجشنبه 7 مهر 1390 09:39 ق.ظ
سلام.روز شما و فرشته کوچولوی دوست داشتنی مبارک
پنجشنبه 7 مهر 1390 05:18 ق.ظ
معصومه جان! میلادت چون شکوفه‏های بهاری، به جان‏های مشتاق، طراوت می‏بخشد.

سلام سمانه مهربونم میلاد بانوی کرامت را به شما و روز دختر رو به فاطمه زهرای عزیزم تبریک می گم.
چهارشنبه 6 مهر 1390 01:20 ب.ظ
سلام خواهر عزیزم
مرسی که سر زدی شما خیلی به من لطف داری
چشم به زودی بقیه اش رو میذارم
فاطوه جونمو از طرف من ببوس
چهارشنبه 6 مهر 1390 09:08 ق.ظ
سلام بهونه قشنگ من برای زندگی / آره بازم منم همون بهونه همیشگی / فدایه مهربونیات .

سلام به خواهر خوب خودم سمانه جون ممنون که منو شرمنده می کنی و سر می زنید و جویای احوالمون هستید.

دختر گلمون انشا الله که خوبه.
فاطمه زهرای عزیز دوست دارم
mami samaneh قربون تو خواهر گلم
وظیفمه و دوستون دارم
چهارشنبه 6 مهر 1390 08:38 ق.ظ
سلام خیلی دختر ناز و زیبایی دارین.خدا بهتون ببخشه
سه شنبه 5 مهر 1390 04:42 ب.ظ
سلام
اپم بدو بیا
سه شنبه 5 مهر 1390 01:00 ب.ظ
سلام سمانه خانم
دستتون درد نکنه واقعا خیلی قشنگ نوشتید .
راستی از طرف من هم یه آفرین به فاطمه زهرا جونم بگید.
سه شنبه 5 مهر 1390 05:53 ق.ظ
سلام .چه خبر از کوچولو. زنده باشه الهی
دوشنبه 4 مهر 1390 06:51 ب.ظ
سلام عزیزم
خوبی؟فاطمه زهرای عزیزم چطوره؟
ببخشید دیر سر زدم
چند روزی نبودیم نتونستم بیام
دلم براتون تنگ شده بود
عزیزم و از طرف من ببوس
دوشنبه 4 مهر 1390 01:07 ب.ظ
سلام خدمت خواهر خوبم، اول تسلیت میگم و امیدوارم روحش شاد و قرین لطف خداوند واقع بشه

منم دلم تنگ شده بود سمانه مهربونم.
انشا الله که فاطمه زهرای عزیزم خوب هستند. از طرف من ببوسش
دوشنبه 4 مهر 1390 10:11 ق.ظ
سلام.ممنون که سرزدید..والعاقبه للمتقین
دوشنبه 4 مهر 1390 05:36 ق.ظ
دوستتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت
دارمممممممممممممممممممممممممم
فاطمه زهرایییییییییییییییییییییییییییییی
عزیززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززز
شنبه 2 مهر 1390 06:16 ق.ظ
سلام من

به پیچکی که صبح دست سبز او

به سوی آسمان بی کران دراز می شود

خوبید سمانه جون انشا الله که فاطمه زهرای عزیزم با وضع موجود عادت کرده باشه.

می بوسمت میوه دل مامان و بابا
جمعه 1 مهر 1390 10:41 ق.ظ
سلام سمانه خانم خوبی؟ نیستسن؟
خوب کاری میکنین هر چه قدر بزرگتر بشه قطع کردن این وابستگی براش سخت تر میشه...... .
اگه یه چیزی بگم تعجب میکنی یکی از کوچولوهای فامیل ما تا وقتی مدرسه میرفت از شیشه شیر و اب و... میخورد
اپم بایه داستان خیلی قشنگ منتظرتنم
جمعه 1 مهر 1390 10:38 ق.ظ
سلام.2تاعکس گذاشتم.لطفابعدازدیدن عکسااولین چیزی که به ذهنتون میرسه روبنویسید.باتشکر
جمعه 1 مهر 1390 06:43 ق.ظ
سلام به روی ماهت فاطمه زهرای عزیزم،

ببخشید سمانه جون سلام یادم رفت سلامی به گرمی دلهای مهربونتون.

گلم می بوسمت
جمعه 1 مهر 1390 06:26 ق.ظ
سلام سمانه جون. خوبین؟ امیدوارم جمعه ی شادی پیش رو داشته باشین.
پنجشنبه 31 شهریور 1390 12:36 ب.ظ
پنجشنبه 31 شهریور 1390 09:44 ق.ظ
سلام عزیزم
مرسی که سر زدی
دوستون دارم
بوس بوس

پنجشنبه 31 شهریور 1390 07:13 ق.ظ
سلام به سمانه خوبم ومادرمهربان ودلسوز، فاطمه زهرای دوست داشتنی.سمانه عزیز گرفتن از شیر كودكان یكی از مشكل ترین مرحله های زندگی اوست زیرا در هنگام شیر خوردن تمام نگاه مادر وفرزند درحال ارسال محبت است .وتنها لحظه ای است كه فقط چشم های كودك ومادر با یك دیگر در سكوت حرف می زنندووقتی كه این ارتباط قطع می شود كودك فكر می كند كه دنیایش تمام شده .وبه مرور زمان متوجه اشتباهش می شود.خدا انشا الله خدا فاطمه زهرای عزیزم را حفظ كند. الهی آمین
چهارشنبه 30 شهریور 1390 03:25 ب.ظ
اپم عزیزم سر بزن
نظر قبلی من بودم یادم رفت اسمم و بزنم
چهارشنبه 30 شهریور 1390 03:23 ب.ظ
سلام عزیزم
امیدوارم تو همه کارات مثل اینبار موفق باشی
فاطمه زهراجونمو از طرف من ببوس
مادر بودن هم کار سختیا
چهارشنبه 30 شهریور 1390 10:08 ق.ظ
سلام گلم.وای یاد دوران از شیر گرفتن ستایش افتادم
می فهمم چی میگی موقع خوابیدن پدر آدم درمیاد
قربون دخمل بشم خانومه زود یادش میره
ببوسش
mami samaneh مرسی مهین جونم
اره چون بزرگتره خب راحت تر فراموش می کنه
مراقب ستایشم باش
چهارشنبه 30 شهریور 1390 08:46 ق.ظ
سلام سمانه جونم، انشا الله که فاطمه زهرای عزیزم اذیت نشده باشه.

به خدا می سپارمتون
mami samaneh قربونت برم نه عزیزم دیگه کم کم داره عادت می کنه و به خودش می قبولونه
ممنون از محبتت
چهارشنبه 30 شهریور 1390 07:38 ق.ظ
سلام سمانه جون. یه روانشناس آمریکایی میگه: وظیفه ای سنگین تر از والدینی نیست. واقعا یه مادر برای بچه اش چه قدر باید سختی بکشه ولی فکر کنم شیرین باشه. امیدوارم شاد باشی این کوچولو هم سالم و سرحال باشه عزیزم.
mami samaneh سلام
آره راضیه جونم وظیفه سنگین و شیرینیه
ممنون که برامون نوشتی
سه شنبه 29 شهریور 1390 05:30 ب.ظ
سلام ممنونم از نظرتون شرمنده یه مدتی کد اهنگ درست نمیکنم بهم رای دادین؟؟اگه ندادی بده ممنون میشم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


نمایش نظرات 1 تا 30
درباره وبلاگ


فاطمه زهرای عزیز ما در نهمین روز از یازدهمین ماه سال 1387 ساعت 30/9 صبح روز پنجشنبه كه مصادف بود با اولین روز از ماه صفر و فانیذ نازنین در چهارمین روز از یازدهمین ماه سال 1395 ساعت 20/7 صبح روز یکشنبه چشمهای زیبایشان را به این دنیا باز كزدند و روزهای خوشبختی زندگی ما آغاز شد.

مدیر وبلاگ : mami samaneh
پیوندها
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

http://kodfa2.persiangig.com/info/LOGO.gif