تبلیغات
روزهای خوشبختی با دخملا - و اما در ادامه ماجرا...
روزهای خوشبختی با دخملا
شنبه 28 آبان 1390 :: نویسنده : mami samaneh

سلام و ممنون از همراهیهای قشنگتون

و اما در ادامه سفر به اصفهان:

صبح روز جمعه، دخمل رو ساعت 7.45 بیدارش کردیم و رفتیم واسه صبحونه بعد از اون هم رفتیم سمت باغ پرندگان.

ورودی باغ کالسکه های زیادی بودند که بعد از یه کم راه رفتن کنار زاینده رود فاطمه زهرا تا چشمش بهشون افتاد خواست که سوارشون بشه ؛ تازه واسشون کره الاغ کدخدا رو هم خوند و حسابی کالسکه سواری بهش چسبید.

فاطمه زهرا و زاینده رود زیبا

اینم فرشته کوچولوی ما سوار بر کالسکه

وارد باغ پرندگان شدیم و دخمل هم که حسابی عاشق پرنده هاست از این ور به اون ور می رفت و مدام دنبالشون می کرد.

بابایی با صبر و حوصله برای گل دخترش توضیح می داد و منم مسئول ثبت وقایع بودم که خب امیدوارم این کار رو به درستی انجام داده باشم.

هوا یه کم خنک بود و بعد از باغ رفتیم یکی دو پاساژ واسه خرید و در کل روزمون به قشنگی سپری شد.

اینجا ورودی باغ پرندگان و فاطمه زهرامون تا چشمش به این مجسمه افتاد سلام داد و بعد هم گیر داد که چرا جواب نمی ده:

اینجا هم که به شکل کوچه باغهای قدیمی اصفهان درست شده بود

عملیات پرتاب سنگ به داخل آب

ایول

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

دوشنبه 30 آبان 1390 09:40 ق.ظ
سلام عزیزم خدا را شکر که بهتون خوش گذشته عکسهای دخمل خوشکلت خیلی زیباست .
یکشنبه 29 آبان 1390 07:14 ق.ظ
سلام سمانه جونم وای که چه قدر فرشته کوچولو تو این عکسها ناز شده.
خوشحالم که بهتون خوش گذشته عزیزم.
مواظب خودتون باشین.
شنبه 28 آبان 1390 06:32 ب.ظ
سلام و ببخش که دیر اومدم...
چه خوب که خوش گذشته
شنبه 28 آبان 1390 02:24 ب.ظ
سلام
عكس های جالبی هستند
سفر، سلامت روان را شارژ می‌کند
شنبه 28 آبان 1390 01:43 ب.ظ
سلام
فاطمه زهرا خیلی جیكره سمانه جون
راستی بالتو و دكمه هاش هم خیلی ناؤن خیلی بهش میاد
بوووووووووووووووووووووووووس
منتظر ادامه ی عكس ها هستم
به امید دیدار
شنبه 28 آبان 1390 12:12 ب.ظ
سلام به سمانه مهربونم خوبی که خواهر جونم، وای چه عکسای قشنگی خیلی خوشحالم که بهتون خوش گذشته.

نه عزیزم من اهل تهرانم ولی سالی یکبار به اصفهان می رفتم و هر بار که می رفتم باور کنید مثل این بود که دفعه اولم وارد اصفهان می شم.
مخصوصا شبای زاینده رود خیلی دلچسبه.

عزیز دلم رو ببوس
شنبه 28 آبان 1390 11:12 ق.ظ
سلام...آخی!فرشته کوچولوی بامزهعزیــــــزم!گیر داده بوده به مجسمه...
بی صبرانه منتظر خوندن ادامه ی سفرنامه ی فرشتهی کوچولوی زمینیمونم!
mami samaneh مرسی شیرین جان
حتما هر روز می نویسم
دوست دارم
شنبه 28 آبان 1390 10:44 ق.ظ
سلام سمانه جون
با رفتن شما به اصفهان خوشبختانه زاینده رود هم پرآب شد. عکسها همه قشنگن البته قشنگتر از عکس ها ، خود عسلکه دوستون دارم
mami samaneh مرسی سعیده جون
کم کم به فاطمه زهرا حسودیم می شه
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ


فاطمه زهرای عزیز ما در نهمین روز از یازدهمین ماه سال 1387 ساعت 30/9 صبح روز پنجشنبه كه مصادف بود با اولین روز از ماه صفر و فانیذ نازنین در چهارمین روز از یازدهمین ماه سال 1395 ساعت 20/7 صبح روز یکشنبه چشمهای زیبایشان را به این دنیا باز كزدند و روزهای خوشبختی زندگی ما آغاز شد.

مدیر وبلاگ : mami samaneh
پیوندها
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

http://kodfa2.persiangig.com/info/LOGO.gif